تعیین سرمایه بیمه، فرانشیز، نحوه جبران خسارت انبار ها و مراکز لجستیک صنعتی
راهنمای جامع مدیریت ریسک بیمهای انبارها و مراکز لجستیک صنعتی در ایران
مدیریت ریسک در تاسیسات انبارداری و پایانههای زنجیره تامین صنعتی، بهویژه در بخشهای حساسی چون صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، و قطعات راهبردی، نقشی اساسی در تداوم کسبوکار ایفا میکند. تنظیم دقیق بیمهنامه آتشسوزی و خطرات تبعی بر اساس مصوبات شورای عالی بیمه، قانون بیمه مصوب ۱۳۱۶ و مقررات نظارتی بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران، مانع از تضییع حقوق بیمهگذار و مواجهه با چالشهای فنی و حقوقی هنگام بروز حوادث فاجعهبار میگردد. در ادامه، ابعاد مختلف ارزیابی، صدور و خسارت این مراکز به تفصیل تبیین شده است.
مبانی قانونی و اصول برآورد سرمایه بیمهشده در انبارهای صنعتی
تعیین دقیق سرمایه بیمهشده (Insured Value) در مراکز لجستیک و انبارهای صنعتی، حیاتیترین گام در زمان انعقاد عقد بیمه محسوب میشود. مطابق با ماده ۱۰ قانون بیمه، چنانچه مالی به کمتر از ارزش واقعی خود بیمه شده باشد، در صورت وقوع حادثه، بیمهگر تنها به تناسب مبلغ بیمهشده به ارزش واقعی مال متعهد جبران خسارت خواهد بود؛ این قاعده که به قاعده نسبی سرمایه یا Average Clause شهرت دارد، میتواند در صنایع سنگین و لجستیکی که تجهیزات و کالاهای آنها ارزش ریالی و ارزی هنگفتی دارند، زیانهای جبرانناپذیری به بار آورد.
در انبارهای صنعتی، تفکیک داراییها به سه بخش کلیدی الزامی است: اول، سازه و ابنیه؛ دوم، ماشینآلات و تجهیزات جابهجایی مانند لیفتراکها، سیستمهای قفسهبندی تماماتوماتیک (ASRS)، نوار نقالهها و سامانههای اعلان و اطفای حریق؛ سوم، موجودی کالا یا محمولهها. ارزیابی ارزش ابنیه و تجهیزات بر مبنای ارزش تجدیدبنا یا ارزش جایگزینی (Replacement Value) انجام میپذیرد تا در صورت بروز حریق، امکان بازسازی تاسیسات بدون اعمال فرسودگی شدید فراهم باشد. با این حال، چنانچه بیمهنامه بر پایه ارزش واقعی (با کسر استهلاک) تنظیم گردد، بیمهگذار در تجدید داراییها با کسری منابع مواجه خواهد شد.
در خصوص کالاهای موجود در انبار، نرخگذاری باید بر اساس فاکتورهای رسمی خرید، هزینههای حمل، عوارض گمرکی پرداختشده و سود متعارف بازرگانی یا ارزش تمامشده تولید صورت گیرد. در انبارهای متعلق به صنایع بالادستی و استراتژیک، نوسانات نرخ ارز و تورم عمومی میتواند طی چند ماه ارزش واقعی سرمایه را به چندین برابر مبلغ قیدشده در شرایط خصوصی بیمهنامه برساند؛ بنابراین، اعمال پایش دورهای و هماهنگی مستمر با شرکت بیمهگر از طریق صدور الحاقیه افزایش سرمایه، الزامی غیرقابلانکار برای گریز از آثار منفی ماده ۱۰ قانون بیمه است.
کلمات کلیدی: سرمایه بیمهشده، ماده ۱۰ قانون بیمه، ارزش جایگزینی، قاعده نسبی سرمایه، بیمه مرکزی ایران، ارزیابی دارایی انبار
مکانیزمهای پوشش موجودیهای متغیر و قراردادهای شناور
مراکز لجستیک، هابهای بارانداز و انبارهای صنعتی با پدیدهای به نام نوسان مداوم حجم و ارزش کالاها مواجه هستند؛ به طوری که یک انبار ممکن است در یک روز ارزش موجودی پایینی داشته باشد و هفته بعد، با تخلیه چندین محموله تجاری یا تجهیزات پالایشگاهی، ارزش آن به شکل جهشی افزایش یابد. در چنین حالتی، تنظیم بیمهنامه آتشسوزی با سرمایه ثابت، یا موجب تحمیل حقبیمه مازاد به بیمهگذار میشود یا او را در معرض خطر کمبیمهگی (Under-insurance) قرار میدهد. راهحل بنیادین در ساختار مقررات بیمه کشور، استفاده از بیمهنامه شناور یا حساب جاری (Floating / Declaration Policy) بر اساس آییننامههای مصوب شورای عالی بیمه است.
در این مکانیزم، ابتدا حداکثر ظرفیت نگهداری و ارزش مورد انتظار کالا در طول سال به عنوان حداکثر تعهد بیمهگر (سقف سرمایه شناور) مشخص میگردد و درصدی از حقبیمه کل به عنوان علیالحساب یا پیشپرداخت اخذ میشود. بیمهگذار طبق تعهدات قراردادی موظف است در بازههای زمانی مشخص—معمولاً پایان هر ماه شمسی یا هفته—اظهارنامه رسمی موجودی انبار را که بر پایه دفاتر مالی قانونی و کاردکس انبار تنظیم شده، ممهور به امضای ذیحساب و مدیران مجاز، به بیمهگر تسلیم نماید. در پایان مدت اعتبار بیمهنامه، تعدیل حقبیمه قطعی بر مبنای میانگین واقعی سرمایههای اظهارشده محاسبه میگردد.
کوتاهی در ارسال این گزارشها تبعات حقوقی بسیار سنگینی دارد؛ در چارچوب شرایط عمومی، در صورتی که بیمهگذار اظهارنامه دورهای را ارسال نکند، تعهد بیمهگر در لحظه خسارت بر مبنای آخرین اظهارنامه واصله یا حداقل سرمایه مندرج در قرارداد اعمال میشود. اگر پس از عدم ارائه گزارش، خسارتی رخ دهد و ارزش موجودی روز به مراتب بالاتر از آخرین اظهارنامه باشد، قاعده نسبی بر پرداخت خسارت سایه افکنده و بخش عمدهای از خسارت از عهده بیمهگر خارج خواهد شد.
کلمات کلیدی: بیمهنامه شناور، کاردکس انبار، اظهارنامه موجودی، تعدیل حقبیمه، حداکثر تعهد بیمهگر، حساب جاری بیمه
انواع فرانشیز و مبانی حقوقی آن در مصوبات شورای عالی بیمه
فرانشیز (Deductible) در عرف و مقررات بیمه ایران به سهمی از خسارت ارزیابیشده اطلاق میگردد که جبران آن بر عهده شخص بیمهگذار است و شرکت بیمه تعهدی در قبال آن ندارد. فلسفه بنیادین تعبیه فرانشیز، همسو کردن منافع مالی بیمهگذار با بیمهگر به منظور ارتقای استانداردهای مراقبتی، کاهش ریسکهای اخلاقی (Moral Hazard) و پیشگیری از تحمیل هزینههای سنگین رسیدگی و کارشناسی به پروندههای خسارت بسیار جزئی است. در انبارهای صنعتی و مراکز لجستیک، به دلیل حجم بالا و گستردگی ابعاد ریسک، ساختار فرانشیز نقشی تعیینکننده در میزان حقبیمه و نحوه تسویه نهایی خسارت ایفا میکند.
شورای عالی بیمه و شرکتهای بیمهگر فرانشیز را به اشکال گوناگون در شرایط خصوصی درج میکنند. متداولترین نوع، فرانشیز درصدی توام با حداقل و حداکثر ریالی است؛ به عنوان مثال، ۱۰ درصد هر خسارت حداقل ۵۰ میلیون ریال و حداکثر ۵ میلیارد ریال. در این فرمول، هم درصد معقولی از خسارت متوجه بیمهگذار میشود و هم سقف بار مالی آن در خسارتهای کلی محدود میگردد. نوع دیگر، فرانشیز ثابت ریالی (Absolute Deductible) است که در آن مبلغ مشخصی از خسارت نهایی کسر میشود. نوع سوم، فرانشیز زمانی است که بیشتر در خطراتی چون انفجار یا توقف ناشی از قطعی برق و اختلال در فعالیت (Business Interruption) کاربرد دارد، به طوری که زیانهای مربوط به ساعات یا روزهای ابتدایی حادثه بر عهده بیمهگذار گذاشته میشود.
در زمان عقد قرارداد، مدیران ارشد مالی و لجستیکی میتوانند با پذیرش فرانشیزهای بالاتر در خصوص خطرات اصلی یا فرعی (مانند طوفان، سیل، سرقت، یا ترکیدگی لوله)، تخفیفهای قابل توجهی در نرخ حقبیمه دریافت نمایند. با این حال، پذیرش این ریسک نیازمند تحلیل تابآوری مالی و جریان نقدینگی سازمان در سناریوهای بحرانی است، چرا که فرانشیز در خسارتهای جزئی و زنجیرهای مستقیماً از نقدینگی در گردش شرکت کسر خواهد شد.
کلمات کلیدی: فرانشیز، ریسک اخلاقی، شورای عالی بیمه، بیمهنامه آتشسوزی، تعهد بیمهگذار، سهم از خسارت
مدیریت خطرات تبعی، تفکیک زونهای عملیاتی و استانداردهای ایمنی
تاسیسات انبارداری صنعتی به علت تجمع مواد قابل اشتعال، تراکم بالای انبارش و فعالیت ماشینآلات هیدرولیکی و برقی، در معرض دامنهای فراتر از خطرات آتشسوزی ساده قرار دارند. جهت پوشش جامع ریسک، بیمهگذاران اقدام به خرید خطرات تبعی و اضافی نظیر انفجار، صاعقه، سیل، طوفان، زلزله، سقوط هواپیما، برخورد وسایل نقلیه به قفسهبندیها، شکست شیشه، دزدی با شکست حرز و ترکیدگی لولههای آب و سامانه اسپرینکلر میکنند. ارزیابی ریسک توسط کارشناسان بازدید اولیه بیمهگر قبل از صدور بیمهنامه، میزان حقبیمه و شرایط شمول خطرات را تعیین میکند.
یکی از شاخصهای اساسی در کاهش ریسک، زونبندی انبار (Fire Compartmentation) و جداسازی بخشهای بارانداز، مواد شیمیایی، تجهیزات الکتریکی و محمولههای با ارزش بالاست. نصب درهای ضدحریق خودکار، سامانههای اعلام حریق نوری و حرارتی آدرسپذیر، تجهیزات پمپاژ آب با مخازن پشتیبان مستقل و بهرهگیری از سیستم اطفای حریق اتوماتیک گازهای پاک یا کف برای مواد اشتعالپذیر مایع، خطرات را به میزان محسوسی کنترل میکند. همچنین رعایت فاصلههای استاندارد میان ردیف قفسهها بر اساس راهنماهای استاندارد مانند NFPA و کدهای مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی ایران مانع از سرایت سریع آتش میشود.
در بیمهنامههای صنعتی انبارها، شروطی تحت عنوان تعهدات ایمنی بیمهگذار (Warranties) درج میگردد. در صورتی که بیمهگذار متعهد به فعال نگهداشتن مستمر سامانه اطفا یا استقرار نگهبان تماموقت مجهز به سامانه سرکشی الکترونیکی شده باشد و هنگام بروز حادثه کارشناسان رسمی مشخص کنند که علت اصلی گسترش خسارت، از کار افتادن عمدی یا عدم سرویس و نگهداری این سامانهها بوده است، بیمهگر با استناد به ماده ۱۶ قانون بیمه (تشدید خطر) و شرایط قرارداد مجاز به اعمال کسورات یا سلب کامل تعهدات خود خواهد بود.
کلمات کلیدی: خطرات تبعی، زونبندی انبار، اسپرینکلر، بازدید اولیه، تشدید خطر، استانداردهای ایمنی صنعتی
فرآیند گزارشدهی حادثه، اصول احراز اصالت و بررسی اسناد و مدارک
بلافاصله پس از بروز حادثه، یک چارچوب حقوقی زمانبندیشده بر روابط بیمهگذار و بیمهگر حاکم میشود. مطابق با مفاد قانون بیمه ایران و شرایط عمومی بیمهنامهها، بیمهگذار موظف است حداکثر ظرف مدت پنج روز کاری از تاریخ اطلاع از وقوع حادثه، وقوع خسارت را به صورت کتبی به شرکت بیمه اعلام کند و مدارک اولیه شامل گزارش حراست، صورتجلسه آتشنشانی و شرح اجمالی حادثه را ارائه دهد. تاخیر غیرموجه در اعلام خسارت میتواند به سلب مسئولیت بیمهگر در مواردی که تاخیر مانع از احراز علت وقوع حادثه شده باشد، منجر شود.
علاوه بر این، بیمهگذار موظف است تمامی اقدامات لازم را در چارچوب اصل حسن نیت و به منظور کاهش دامنه خسارت (Mitigation of Loss) انجام دهد. هزینههای معقولی که بیمهگذار برای نجات کالاها، مهار حریق یا پیشگیری از سرایت خسارت به سایر باراندازها صرف میکند، مطابق با ماده ۱۴ قانون بیمه تا سقف سرمایه بر عهده بیمهگر خواهد بود، حتی اگر این اقدامات مانع وقوع کامل خسارت نشده باشند. ایجاد هرگونه تغییر غیرضروری در صحنه حادثه تا قبل از حضور تیم ارزیاب خسارت بیمه ممنوع است، مگر در مواردی که تغییر به منظور ایمنسازی یا نجات سایر اموال ضروری تشخیص داده شود.
برای ورود پرونده به مرحله ارزیابی فنی و مالی، گردآوری زنجیرهای از اسناد رسمی الزامی است: گزارش رسمی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی مبنی بر تعیین منشا حریق، گزارشهای نیروی انتظامی در صورت مشکوک بودن واقعه یا وجود شبهه عمدی بودن، گزارش اداره هواشناسی در موارد سیل و طوفان، کاردکس ورود و خروج انبار در سامانه جامع انبارها، بارنامههای رسمی، فاکتورهای معتبر خرید کالا و مستندات مربوط به ثبت حسابداری موجودیها در نرمافزارهای یکپارچه مالی سازمان.
کلمات کلیدی: اعلام خسارت، کاهش دامنه خسارت، سامانه جامع انبارها، گزارش آتشنشانی، اصل حسن نیت، بررسی مدارک
متدولوژیهای فنی ارزیابی خسارت و استهلاک در لجستیک صنعتی
ارزیابی خسارت در انبارهای صنعتی به وسیله ارزیابان خسارت بیمهای دارای پروانه رسمی از بیمه مرکزی انجام میپذیرد. این فرایند مستلزم تلفیق دانش مهندسی با فنون حسابداری صنعتی است. در نخستین گام، ارزیاب مستقل به همراه نمایندگان بیمهگر و بیمهگذار از محل انبار سانحهدیده بازدید کرده و با تطبیق پلانهای چینش کالا و لیست موجودیهای روز، محدوده آسیبدیدگی را صورتجلسه میکنند. در این فاز، خسارت به دو بخش خسارت کلی (Total Loss) و خسارت جزئی (Partial Loss) تفکیک میگردد.
در حوزه ابنیه و تجهیزات لجستیکی، هزینه مرمت یا جایگزینی بر مبنای نرخهای جاری روز برآورد میشود. با این حال، اگر پوشش ارزش جایگزینی در بیمهنامه تصریح نشده باشد، فاکتور استهلاک (Depreciation) بر اساس عمر مفید قطعات، میزان کارکرد و شرایط نگهداری ماشینآلات محاسبه و از مبلغ کل تعمیرات یا ارزش نوسازی کسر خواهد شد. به عنوان نمونه، سیستمهای لیفتراک، تسمهنقاله یا قطعات الکترونیکی حساس اگر چندین سال تحت بهرهبرداری سنگین بودهاند، درصدی استهلاک به آنها تعلق میگیرد که از کل هزینه پرداختی کسر میشود.
در مورد محمولهها و کالاها، روشهای سنتی تخمین ظاهری دیگر پاسخگوی سیستمهای لجستیک مدرن نیست. ارزیابان اسناد مالیاتی، فاکتورهای گمرکی، ثبتهای دفاتر رسمی و فایل پشتیبان انبار نرمافزارهای ERP را مورد ممیزی دقیق قرار میدهند. همچنین در حوادثی که کالاها دچار آسیب فیزیکی مستقیم نشدهاند اما به علت دودزدگی، حرارت بالا یا پاشش آب اطفای حریق دچار افت کیفی گشتهاند، آزمایشهای متالورژی، میکروبیولوژی یا تستهای فنی برای تعیین درصد افت قیمت کالا (Diminution in Value) صورت میپذیرد تا امکان تمایز کالاهای قابل مصرف، بازفروش با تخفیف، و کالاهای کاملاً معدومشده فراهم شود.
کلمات کلیدی: ارزیاب خسارت رسمی، استهلاک تجهیزات، خسارت کلی، خسارت جزئی، نرمافزارهای ERP، افت قیمت کالا
حقوق بازیافت، ضایعات و اعمال اصل جانشینی در سوانح
پس از وقوع خسارت و پرداخت وجه آن به بیمهگذار، ابعاد حقوقی پساخسارت در ارتباط با دو مفهوم بنیادی فعال میشود: مدیریت ضایعات و بازیافت (Salvage) و اصل جانشینی (Subrogation). اموال و کالاهای آسیبدیدهای که ارزش اقتصادی باقیمانده دارند، تحت عنوان ضایعات شناخته میشوند. در صورتی که بیمهگر خسارت کالایی را بر پایه خسارت کلی و ارزش صددرصدی تسویه نماید، مالکیت آن اقلام سوخته، تغییر شکلیافته یا نیمهسالم به بیمهگر منتقل میشود؛ یا در روشی متداولتر، ارزش ضایعات توسط کارشناس ارزیابی شده و با توافق طرفین از مبلغ نهایی خسارت پرداختی به بیمهگذار کسر میگردد و حق فروش ضایعات به بیمهگذار واگذار میشود.
عنصر کلیدی دیگر در مدیریت خسارتهای صنعتی، اصل جانشینی بر مبنای ماده ۳۰ قانون بیمه است. طبق این ماده، بیمهگر پس از پرداخت خسارت، تا میزان وجه پرداختی جانشین تمام حقوق و دعاوی بیمهگذار علیه اشخاص ثالثی میشود که مسئول وقوع حادثه شناخته شدهاند. در مراکز لجستیکی، بروز آتشسوزی یا خسارت معمولاً ناشی از خطای مقاطعهکاران نصب تجهیزات، قصور شرکتهای پیمانکار تعمیر و نگهداری، نقص فنی قطعات خریداریشده از سازندگان خارجی، یا حتی سرایت آتش از انبار مجاور است.
بیمهگذار ملزم است هرگونه سندی را که به اثبات تقصیر اشخاص ثالث کمک میکند در اختیار بیمهگر بگذارد و از هرگونه اقدام حقوقی، صلح، یا امضای برگه تسویهحساب که منجر به اسقاط حق رجوع به مقصر حادثه شود، خودداری نماید. در صورتی که بیمهگذار با مقصر حادثه سازش کند و حق رجوع بیمهگر را سلب نماید، شرکت بیمه میتواند از پرداخت خسارت خودداری کرده یا مبالغ پرداختی را مسترد نماید؛ به این ترتیب سازوکارهای حقوقی بازیافت و اصل جانشینی مانع از نفع نامشروع مقصرین حادثه و موجب بازگشت منابع به صنعت بیمه میگردد.
کلمات کلیدی: اصل جانشینی، ماده ۳۰ قانون بیمه، ارزش ضایعات، مقصر حادثه، حقوق بازیافت، مهار خسارت
استراتژیهای جامع ارتقای تابآوری زنجیره تامین و حل اختلاف
برای مجموعههای صنعتی و هلدینگهای تجاری بزرگ، تکیه صِرف بر بیمهنامههای استاندارد سنتی به تنهایی تامینکننده امنیت زنجیره ارزش نخواهد بود. بیمهگذار باید در چارچوب یک استراتژی پایش ریسک سازمانی، پوششهای مکمل نظیر بیمه توقف فعالیت و از دست رفتن سود (Business Interruption) ناشی از آتشسوزی را در سبد بیمهای خود لحاظ کند. با این پوشش، علاوه بر خسارات مادی وارده بر انبار، هزینههای ثابت جاری مانند حقوق پرسنل، اجارهبها و سود از دست رفته تا زمان احیا و بهرهبرداری مجدد از انبار توسط بیمهگر جبران میشود.
در هنگام بروز اختلاف میان بیمهگر و بیمهگذار پیرامون نحوه تفسیر مفاد قرارداد، محاسبه فرانشیز، درصد استهلاک یا ارزیابی مبلغ خسارت، چارچوبهای حل اختلاف در مقررات پیشبینی شده است. مطابق شرایط عمومی، موضوع بدواً از طریق مذاکره و ارجاع به هیات کارشناسی سهنفره (یک کارشناس منتخب بیمهگر، یک کارشناس منتخب بیمهگذار و یک سرکارشناس منتخب دو طرف) بررسی میگردد. در صورت عدم حصول توافق، بیمهگذار میتواند شکایت خود را در سامانه رسیدگی به شکایات بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران ثبت نماید تا کارگروههای فنی و نظارتی بیمه مرکزی موضوع را با مصوبات شورای عالی بیمه تطبیق دهند؛ آخرین مرحله نیز اقامه دعوا در مراجع صالحه قضایی دادگستری خواهد بود.
اتخاذ رویکرد مهندسی ریسک پیشگیرانه، حسابرسی دقیق دورهای کالاها، تطبیق ارزشهای بیمهنامهها با واقعیتهای روز اقتصاد کلان و انتخاب شرکتهای بیمهای دارای توانگری مالی رتبه یک طبق ارزیابی سالانه بیمه مرکزی، چهار رکن اساسی برای حفاظت از داراییهای لجستیکی در ساختار تولیدی و بازرگانی کشور به شمار میآیند.
کلمات کلیدی: توقف فعالیت، بیمه عدمالنفع، هیات داوری، سامانه شکایات بیمه مرکزی، توانگری مالی، تابآوری زنجیره تامین
پرسش و پاسخهای متداول (FAQ)
پرسش ۱: تفاوت بنیادین پوشش «ارزش جایگزینی» و «ارزش واقعی» در بیمه تاسیسات و قفسهبندی انبارهای صنعتی چیست و چرا استفاده از آن اهمیت دارد؟
پاسخ: در پوشش ارزش واقعی، خسارت بر مبنای قیمت روز ابنیه یا تجهیزات منهای درصد استهلاک ناشی از سالهای کارکرد محاسبه میشود؛ بنابراین مبلغی که به بیمهگذار پرداخت میشود برای نوسازی و ساخت مجدد کافی نخواهد بود. در مقابل، در پوشش ارزش جایگزینی (Replacement Value)، بیمهگر متعهد میشود هزینه خرید مجدد یا احداث سازه نو را بدون اعمال ضریب استهلاک بپردازد، مشروط بر این که بیمهگذار در اسرع وقت اقدام به بازسازی نماید و سقف سرمایه بر پایه قیمتهای نو تعیین شده باشد.
پرسش ۲: اگر موجودی کالای یک انبار لجستیکی در زمان آتشسوزی ۲۰۰ میلیارد ریال باشد اما در بیمهنامه با سرمایه ۱۰۰ میلیارد ریال ثبت شده باشد، پرداخت خسارت ۵۰ میلیارد ریالی چگونه خواهد بود؟
پاسخ: بر اساس ماده ۱۰ قانون بیمه (قاعده نسبی سرمایه)، نسبت پوشش به ارزش واقعی ۵۰ درصد ($100 / 200 = 0.5$) است. بنابراین خسارت وارده به نسبت سرمایه بیمهشده پرداخت میشود و بیمهگر تنها ۵۰ درصد از خسارت ارزیابیشده یعنی ۲۵ میلیارد ریال را تقبل خواهد کرد (که پس از آن، رقم فرانشیز مندرج در قرارداد نیز از این ۲۵ میلیارد ریال کسر میگردد).
پرسش ۳: کارکرد فرانشیز در بیمهنامه شناور انبارهای صنعتی چگونه است و آیا فرانشیز از سقف سرمایه کسر میشود یا از خسارت ارزیابیشده؟
پاسخ: فرانشیز همواره از مبلغ کل خسارت ارزیابیشده و تاییدشده کسر میگردد، نه از سقف سرمایه مندرج در بیمهنامه. در بیمهنامههای شناور، نرخ یا درصد فرانشیز طبق شرایط خصوصی تعیین میشود و پس از پایان کارشناسی و کسر استهلاک یا اعمال قاعده نسبی (در صورت وجود)، سهم فرانشیز کسر شده و چک خسارت صادر میشود.
پرسش ۴: در صورتی که شرکت انبارداری صنعتی به مدت دو ماه اظهارنامه ماهانه موجودی را در بیمهنامه شناور ارسال نکرده باشد، هنگام وقوع حریق ارزیابی تعهدات چگونه است؟
پاسخ: بر مبنای ضوابط بیمهنامههای حساب جاری و شناور، ملاک تعیین حداکثر تعهد بیمهگر، آخرین اظهارنامه رسمی واصلشده و ثبتشده به شرکت بیمه قبل از وقوع حادثه خواهد بود. چنانچه در تاریخ حادثه ارزش کالا بیشتر از آن مبلغ باشد، مازاد بر تعهد بیمهگر قرار نگرفته و مشمول قاعده نسبی میشود؛ و چنانچه هیچ اظهارنامهای تا پیش از حادثه ارسال نشده باشد، حداقل سرمایه پایه مندرج در جدول قرارداد ملاک تسویه قرار میگیرد.
پرسش ۵: اصل جانشینی در خسارت ناشی از سقوط قفسهها به دلیل بیاحتیاطی راننده لیفتراک شرکتی پیمانکار به چه صورتی پیگیری میشود؟
پاسخ: طبق ماده ۳۰ قانون بیمه، شرکت بیمهگر پس از برآورد و پرداخت مبلغ خسارت به بیمهگذار، به صورت قانونی جانشین او میشود. سپس اداره حقوقی بیمهگر دادخواستی علیه شرکت پیمانکار (کارفرمای راننده مقصر) در مراجع دادگستری تنظیم و مبلغ خسارت پرداختی را از آنان بازیافت میکند. اگر بیمهگذار پیش از این بدون اطلاع بیمهگر برگه تسویه یا سلب مسئولیت به پیمانکار داده باشد، تعهد بیمهگر ساقط خواهد شد.
دیدگاهتان را بنویسید